عبد الجليل قزوينى رازى
586
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
نمازگاه « 1 » پاكيزه باشد پس اگر دگر مواضعى « 2 » را نجاستى خشك شده باشد باكى نباشد « 3 » و خواجه ناصبى بايد كه اين مسأله را برابر كند با آنكه مذهب كبار فقها « 4 » آنست كه اگر منى بر جامه باشد و خشك شود و بدست برمالند و بنشويند ؛ با آن جامه نماز روا باشد كردن ، و بمذهب خواجه منى خود پاك و طاهرست ، و بنيم خوردهء جهود و ترسا و كافر روا دارد وضو كردن ، و آنكس كه مذهبش برين گونه باشد شايد كه بر مذهب دگران طعنه نزند و شرمى بدارد « 5 » . آنگه گفته است : « فضيحت چهل و سيوم - رافضى خير العمل زند بمشابهت ملحدان را « 6 » ، و در شهرهاى ايشان نه شرع را حرمت باشد و نه دين را رونق » . اما جواب « خير العمل » در فصول گذشته مشبع برفت كه در عهد مصطفى زدهاند « 7 » و مذهب زيديّه اينست ، و ملاحده چون در اصول با خواجه مشاركت كردند و باكى نبود اگر در دو مسألهء فروعى « 8 » به شيعه مشابهت كردند هم باكى نباشد كه ملحد ملحد باشد با هرشعارى كه باشد . امّا آنچه گفته است كه : « در شهرهاى شيعه شريعت را رونقى نباشد » راست مىگويد در قم خدايرا بر عرش ننشانند ، و در قاشان رسول را سينه نشكافند ، و در آوه مصطفى را مشركزاده نخوانند ، و بدر مصلحگاه « 9 » نگويند : تا پيغمبر بنيايد واجب نباشد خدايرا دانستن ، و با رم و سارى عادت نباشد كه با ملحدان صلح كنند ، و باستراباد براى خر خداى كاه ننهند ، و بسبزوار زنا و لواطه برضا و قضاى خداى نگويند ، همه جاى اثبات عدل و توحيد كنند ، و بر بعثت رسل و عصمت ائمّه دلالت گويند ، و بأركان شريعت معترف باشند ، و بر رأى « 10 » و قياس و اجتهاد بنگويند ، حاكم خدايرا دانند ،
--> ( 1 ) - كذا در نسخ و گويا صحيح : « سجدهگاه » باشد و ما در اين موضوع در تعليقات چاپ اول بحثى كردهايم فمن شاء فليراجع ص 639 . ( 2 ) - كذا در نسخ ع م ب ن و شايد اصل « مواضع » بوده ( بدون ياء در آخر كلمه ) . ( 3 ) - عبارت ح د چنين است : « پس اگر موضع [ ط : « موضعى » ] را نجاستى خشك شده باشد باكى نبود الا موضع سجود كه پاكيزه بايد » و عبارت اين دو نسخه در افادهء مراد واضحتر است . ( 4 ) - ح د : « مذهب بسيار از فقها » . ( 5 ) - ح د باضافهء : « كه آن كس را كه بار آبگينه بود بايد سنگ بر بار كس نزند كه سرمايهء جهل و احمقى باشد » . ( 6 ) - « را » فقط در دو نسخهء « ح د » است . ( 7 ) - ح د : « گفتهاند » . ( 8 ) - ح د : « فروع » و شايد در اصل : « فرعى » بوده است كه بهتر به نظر ميآيد . ( 9 ) - ح د : « و بدر مصلحگاه رى » و در نسخهء ن كلمهء « رى » را بعدا اضافه كردهاند . ( 10 ) - ح د : « برأى » .